مربی لئونارد همیلتون: هر چه برنامه بدتر باشد، بیشتر علاقه مند می شوم.

پرسش ها و پاسخ ها برای وضوح ویرایش و فشرده شده اند.

وقتی به شما گفتند آستین پی سرمربی سیاه پوست را استخدام نمی کند، مربیگری را کنار گذاشتید، درست است؟

اصلا اینطوری نبود وقتی فکر کردم مربی (لیک) کلی ممکن است آنجا را ترک کند، رفتم تا با رئیس دانشگاه صحبت کنم تا ببینم آیا شانسی وجود دارد که بتوانم او را جایگزین کنم. او گفت که تا چند سال دیگر بازنشسته می شود و هیچ چیز او را خوشحال نمی کند که من مربی آستین پی باشم. از نظر سیاسی، او گفت که نمی‌داند آیا آنقدر قوی است که بتواند این کار را انجام دهد یا خیر. او با من روراست بود، اما این اعصابم را از بین برد.

پس ترک کردی؟

من در Dow ​​Chemicals کار پیدا کردم. اولین روز کارم، از جو هال (مربی کنتاکی) با من تماس گرفت که از من آگاه شده بود زیرا تقریباً آنها را شکست دادیم. نزدیک پایان مصاحبه‌ام، گفتم: «چهار چیز را به شما می‌گویم: من به شما وفادار می‌مانم، هیچ‌کس از من پیشی نمی‌گیرد، شما بازیکنان خواهید داشت و من شما را به دردسر نمی‌اندازم. اما اگر قرار نیست این کار را به من پیشنهاد دهید، من به شارلوت برمی گردم و فروشنده شماره 1 مواد شیمیایی در کشور خواهم بود.

شما 12 سال را به عنوان دستیار در کنتاکی گذراندید (قهرمانی در سال 1978 با این تیم به دست آوردید)، اما شغل سرمربی شما در جاهایی بوده است که دقیقاً خون آبی نبودند. ایالت اوکلاهما بیش از دو دهه بود که در مسابقات NCAA برنده نشده بود. میامی اخیراً برنامه خود را 15 سال پس از حذف دوباره احیا کرده بود. و ایالت فلوریدا همیشه یک مدرسه فوتبال بوده است. آیا این یک تصادف است؟

به عنوان دستیار مربی، مانند اکثر مربیان جوان، رویاپردازی می کردم. می خواستم جایی باشم که امکانات خوبی داشته باشد، در مجاورت بازیکنان خوب باشد و برنده شده باشد. می خواستم یکی از آن مشاغل خوب و دلپذیر را پیدا کنم که بتوانم واقعاً برای کار بروم. اما تقریباً مثل این است که خداوند به دو طرف صورتم سیلی زد و گفت: “آن برنامه ها به تو نیاز ندارند.” تقریباً شبیه یک چشم انداز بود – اگر می خواهید در این تجارت نامی دست و پا کنید، باید به جایی بروید که بسیار چالش برانگیز است. هر چه برنامه بدتر بود، بیشتر علاقه مند شدم. این راهی برای من برای به دست آوردن راه راه خواهد بود.

تربیت شما در گاستونیا، NC چقدر شما را برای آن آماده کرد و مجبور بودید با کمترین هزینه اکتفا کنید؟

ما هشت نفر در یک خانه دو خوابه زندگی می کردیم. حمام ما در ایوان پشتی بود، آب سرد و گرم نداشت. در وان حلبی حمام کردم. همه در محله ما اینطور زندگی می کردند. این دوره ای بود که ما هنوز از یک آبنمای رنگی، با استفاده از حمام رنگی، پشت اتوبوس می نوشیدیم. ما در 30 یا 40 یاردی کلیسای من زندگی می کردیم – کوه صهیون باپتیست، در گوشه آلیسون و موریس، جایی که همه یک نفر هستند و مسیح همه. صدای پیانو را از ایوان پشتیمان می شنیدم و اگر درها باز بود ما آنجا بودیم. این به من یک قطب نمای اخلاقی داد. همه آن شرایط، حتی قسمت منفی جداسازی، من را از نظر روحی آماده کرد. این به من یک سرسختی، میل، اراده برای مبارزه و عزم راسخ برای غلبه بر چالش ها داد.

سال گذشته، کالج گاستون، کالج محلی که در شهر خود در آن شرکت کردید، برنامه ورزشی خود را پس از 50 سال احیا کرد و پنج رشته ورزشی از جمله بسکتبال مردان را بازگرداند. شما از هیئت امنای دانشکده خواستید این کار را انجام دهد. چرا؟


تمامی اخبار به صورت تصادفی و رندومایز شده پس از بازنویسی رباتیک در این سایت منتشر شده و هیچ مسئولتی در قبال صحت آنها نداریم